اطلاعیه

Collapse
هیچ اطلاعیه ای هنوز ایجاد نشده است .

فرهنگ فارسی به انگلیسی کیمیا

Collapse
X
  • فیلتر
  • زمان
  • نمایش
پاک کردن همه
new posts

  • فرهنگ فارسی به انگلیسی کیمیا





    ویژگی های فرهنگ کیمیا

    تدوین فرهنگ دو زبانه در ایران حدود 60 سال پیش توسط مرحوم سلیمان حییم، آغاز شد. تاکنون خوشبختانه فرهنگ های متعددی، چه در رشته تخصصی و چه عمومی توسط پژوهندگان و استادان فن در اختیار دانش پژوهان قرار گرفته است. دیدن یک فرهنگ در ویترین کتاب فروشی ها شاید یک امر عادی تلقی شود، ولی فرهنگی که توسط مترجم باسابقه و کهنه کاری همچون زنده یاد کریم امامی گرد آوری و تدوین شود، اثری منحصر به فرد و باارزش خواهد بود.طبق نوشته خانم گلی امامی، همسر گرانمایه مرحوم امامی، ایشان 10 سال آخر عمر خود را شخصا صرف تالیف و تدوین فرهنگ فارسی انگلیسی کرده است و خوشبختانه توانست قبل از فوت خود آخرین واژه های این فرهنگ باارزش را در رایانه شخصی خود وارد کند تا این فرهنگ کامل و آماده چاپ شود.فرهنگ کیمیا در مقایسه با فرهنگ های مشابه فارسی به انگلیسی از ویژگی های زیادی برخوردار است که لازم به نظر می رسد تعدادی از آنها را در زیر بیاورم؛
    • حروفچینی مطالب و آرایش نوینی که در صفحه آرایی و انتخاب فونت و رنگ حروف ها به کار رفته، نشان می دهد ناشر هم در این زمینه تجربیات موثری را از سر گذرانده است.
    • سهولت مراجعه به مدخل ها و زیر مدخل ها که با مثال های فراوانی هم همراه است.
    • تک جلدی بودن کتاب در هزار و یک صفحه که در قطع مناسب و خوش دستی هم انتشار یافته است.
    • به کارگیری و گنجاندن راهنمای استفاده از فرهنگ در 12 بخش که مراجعه کنندگان را سخت به کار می آید.
    • ارائه فهرستی از حوزه های معنایی و مقوله های دستوری در هر دو زبان مقصد و مبداء.
    • استفاده و گنجاندن الفبای آوایی (Phonetic Alphabet) برای واژه های فارسی که می تواند برای کسانی که زبان مادری آنها فارسی نیست و حتی دانشجویان ایران برای ارائه تلفظ درست کلمات بسیار مفید فایده و مددرسان باشد.
    • اضافه شدن ضرب المثل ها و اصطلاحات بروز و ترجمه معادل آنها به زبان انگلیسی.
    • وجود دو یا چند معادل در زبان انگلیسی برای اکثر واژه ها.
    • رسم الخط مقبول، مرتب و هماهنگ شده در دو زبان.


    ناشر این فرهنگ آقای داوود موسایی، سال های سال است که با صرف سرمایه خود، به چاپ و نشر کتاب های باارزش دیگری در حوزه فرهنگ های دوزبانه همت ورزیده است و همواره در جهت هرگونه خدمات فرهنگی در این زمینه مددرسان و موثر بوده است.
    به عنوان یک مدرس زبان انگلیسی که 46 سال از عمر خود را صرف تدریس این زبان کرده ام و فرهنگ های مختلفی را در شکل های مختلفی دیده و با آنها کار کرده ام، خریداری فرهنگ فارسی - انگلیسی کیمیای مرحوم امامی را به تمام دانش پژوهان، دانشجویان و استادان زبان انگلیسی توصیه می کنم، باشد تا با چاپ های مکرر این فرهنگ بخشی از خدمات فرهنگی مرحوم کریم امامی و همسر دانشمند آن زنده یاد، بانو گلی امامی جبران شود.امیدوارم که ناشر این اثر هم در تداوم و پیشبرد کارهای فرهنگی و انتشار کتاب های دیگری درزمینه فرهنگ های دوزبانه توفیق افزون تری به دست آورد.



    همشهري آن لاين

    فرهنگ فارسي به انگليسي كيميا كه به اعتقاد اهل فن كامل ترين و تخصصي ترين فرهنگ فارسي به انگليسي موجود است ، يك سال پس از درگذشت مولفش (زنده ياد كريم امامي) از سوي انتشارات فرهنگ معاصر به بازار كتاب عرضه شد .

    به گزارش همشهري آنلاين در اين فرهنگ كه به گفته گلي امامي (همسر مرحوم امامي) ده سال آخر عمر ايشان را گرفت و هفت سال آخر آن نيز تماما در پشت كامپيوتر صرف تكميل اين فرهنگ شد، بيش از 25 هزار مدخل _ سر واژه _ و 12 هزار زير مدخل و مثال فارسي بامعادل هاي انگليسي آن آمده است .

    به گفته خانم امامي اگر چه مرحوم امامي بر اين فرهنگ مقدمه اي ننگاشتند ، اما كارآن را تكميل كرده و به صورت كامل به آقاي موسايي (مدير انتشارات فرهنگ معاصر) تحويل داده بودندو بخش هايي از امور فني كتاب هم به پيش رفت كه آقاي امامي درگذشتند.

    مرحوم كريم امامي در گفت و گويي كه سالها قبل در نشريه مترجم منتشر شده بود گفت كه ابتدا قرار بود سه فرهنگ كوچك ، متوسط و بزرگ براي فرهنگ معاصر تدوين كند كه به دلايلي از اين كار منصرف شده و به سراغ يك فرهنگ متوسط رفت.

    وي گفته بود پس از انقلاب اگرچه در زمينه فرهنگ هاي انگليسي به فارسي تلاش هاي مثبتي صورت گرفته و چند فرهنگ خوب به بازار آمده است ، اما در زمينه فرهنگ فارسي به انگليسي كار جدي صورت نگرفت، در حالي كه لغات نو پديد فارسي فراواني ساخته شد كه هنوز معادل انگليسي آن معرفي نشده است.

    اطلاعات بیشتر درباره مرحوم کریم امامی ...
    گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان: ما را تمام لذت هستی به جستجوست ...
    اگر مطالب این سایت برایتان مفید بود، لطفا با مشارکت و به اشتراک گذاشتن تجربیات ارزشمند خود، آن را برای خود و دیگران پربارتر کنید!


    Webitsa.com
    Linkedin Profile

  • #2
    گفتگوی داريوش آشوری درباره فرهنگ كيميا

    این فرهنگ آخرین کار و یادگار کریم امامی است. وی در سال های آخر زندگانی خود به آن پرداخت و در ماه های پایانی زندگی اش، در حالی که بیماری ای جانکاه او را آب می کرد و توان اش را می گرفت، به پایان برد. بنا بر این، در هر نقدگری و ارزیابی این اثر می باید این نکته را در نظر داشت که در چه شرایطی به پایان رسیده است. امامی، به هر حال این همت و دل بستگی را داشت که با همه تکیدگی و ناتوانی اش، در ماه های پایانی زندگی آن را تمام کند و تمام کرد.
    کریم امامی به انگلیسی دانی شهره بود و مردی بود جدی و با نظم و دقت تا سرحد وسواس. ما با هم در سال های دهه 60، به تقویم خودمان، طرح تالیف یک فرهنگ انگلیسی-فارسی تازه را هم با هم ریخته بودیم و امامی در این باره با انتشارات دانشگاه آکسفورد هم گفت وگویی کرده بود و به دنبال امکانات دیگر هم رفته بودیم، ولی این کار سر نگرفت. یکی از دلیل های آن و شاید مهمترین دلیل اش این بود که سبک و سیاق ما با هم نمی خواند. او خیلی دست به عصا با این کار و شیوه آن برخورد می کرد و من جسورانه و بلندپروازانه. سپس من هم سالیان درازی ایران را ترک کردم و رشته ارتباط ما هم از هم گسست و آن طرح هم به فراموشی سپرده شد، اما در سفری به ایران بود که از او شنیدم که دست اندر کار تالیف یک فرهنگ فارسی-انگلیسی است و آن فرهنگ همین است که اکنون در دست داریم. این کتاب، به هر حال، یادگار مردی است که عمری را با نجابت خاص خود در خدمت کتاب و قلم سپری کرد و در سال هایی که سرپرستی دستگاه ویرایش موسسه فرانکلین را به عهده داشت، در بهبود تولید و نشر کتاب در ایران اثر مثبتی گذاشت و با همه جوری که در حق او کردند، در سال های پس از انقلاب ایران را ترک نکرد. یاداش گرامی باد.
    من این فرهنگ را مروری کرده ام و آن را با تکه هایی از دو فرهنگ فارسی-انگلیسی دیگر که اینجا در اختیار دارم، مقایسه کرده ام. یکی از آن دو، فرهنگ کوچک فارسی-انگلیسی از سلیمان حییم است (تالیف 1336، چاپ سوم، با اصلاحات و اضافات، تهران 1355) و دیگری فرهنگ فشرده، فارسی به انگلیسی، تالیف عباس و منوچهر آریان پور کاشانی (تهران 1362 چاپ یکم ). در این سال ها فرهنگ های فارسی-انگلیسی دیگری هم در ایران نشر شده است که من به آنها دسترسی ندارم و تنها آگهی هاشان را دیده ام و از چندوچون شان بی خبرام.

    نخستین نکته ای که به طبع در این هم سنجی پیش می آید، این است که از نظر گزینش درآیندها (مدخل ها) این فرهنگ با فرهنگ های پیشین چه تفاوت هایی دارد. از این نظر فرهنگ امامی چنان که انتظار می رود، بسیاری از واژه های رواج یافته در این چند دهه، به ویژه پس از انقلاب را در بر دارد که جزو بدنه فارسی نوشتاری امروز هستند و فرهنگ های دیرینه تر آنها را در بر ندارند. از جمله آنهاست واژه هایی همچون همه پرسی، گفتمان، دگراندیش، دکوراتور، دکوراتیو، رهیافت، دولت شهر، مانیکور، پدیده، پدیدارشناسی، پیراپزشکی، پیرابند، فرآیند، همپوشی، یارانه، دین باور، دین باوری. وجود بخش چشمگیری از مجموعه واژگان نو فارسی در این فرهنگ که نشانه رشد زبان فارسی در این دو، سه دهه نیز هست، نسبت به فرهنگ های پیشین کارآمدی نمایانی به آن می دهد. در برابر، انبوه واژه های کهنه ای که دیری است کاربرد خود را در این زبان از دست داده اند- و در آن فرهنگ ها دیده می شوند- در فرهنگ کیمیا کنار گذاشته شده اند. از آن جمله است واژه هایی همچون رعاف، رضیع، رعاد، رعونت، ضجیع، ضجور، استخلاص، استظهار، ضخیم الجلد، ضراعت، قلیل البضاعه، قلیل المدت و صدها واژه دیگر از این دست که به درستی می بایست از چنین فرهنگی حذف شوند و جای خود را به واژه های رایج بسپارند. به جای آنها، واژه هایی مانند استصوابی، استضعاف، استکبار، مستکبر و مستضعف نیز در این فرهنگ دیده می شود که از واژگان سیاسی رواج یافته بعد از انقلاب اند با بسامد بسیار و در فرهنگ های پیشین، ناگزیر، دیده نمی شوند.بنابراین، می توانیم بگوییم که این فرهنگ در اساس فرهنگی است بر پایه فارسی نوشتاری امروز، به ویژه پس از انقلاب.
    اما دامنه فارسی نوشتاری امروز را تا کجا در بر می گیرد؟ مولف، به دلیل ضعف و بیماری، فرصت نکرده است که بر این فرهنگ دیباچه ای بنگارد و چندوچون پروژه خود و دامنه آن را شرح دهد، اما بر اساس خود فرهنگ می توان گفت که دامنه آن به همان فارسی نوشتاری امروز در همگانی ترین معنای آن محدود است و به قلمروهای کارشناسانه و تخصصی وارد نشده است، جز تک وتوک در آیندی از این دست که همیشه در واژه نامه های عمومی می آیند یا به تشخیص مولف به آن راه می یابند. همچنین از واژگان ادبی و نوشتاری کهن- که فرهنگ های دوزبانه پیشین بیشتر بر اساس آنها تالیف شده اند- چیز چندانی به این فرهنگ راه نیافته است. مرجع فرهنگ نویسی سنتی ما برای واژه هایی که شایستگی درج در فرهنگ را دارند این بود که می بایست در شعر و نثر به کار رفته باشند و سند نوشتاری داشته باشند، به ویژه از متن های اصیل کهن. فرهنگ های دوزبانه ما هم تاکنون کم وبیش بر همین اساس تالیف می شده اند. فرهنگ های دوزبانه فارسی-انگلیسی، از آنچه نخستین بار در هندوستان تالیف شده است، مانند فرهنگ استینگاس، تا همان دو فرهنگی که یاد کردیم، همه بر اساس همین گمان از واژگان زبان تالیف شده اند. به عبارت دیگر، واژه های گفتاری و به ویژه عامیانه، هرگز به آنها راه نمی یابند یا بسیار کم و تصادفی راه می یابند، اما شکسته شدن سد زبان فاخر و سرریز کردن واژه های گفتاری و عامیانه به نوشتار از راه روزنامه نویسی و داستان نویسی، ناگزیر فرهنگ نویسان را هم وادار به توجه به آنها و وارد کردن شان در فرهنگ ها کرده است. در فرهنگ کیمیا مرز پیشروی به سوی زبانمایه گفتاری و عامیانه گشاده تر شده، اما هنوز جای بسیاری واژه ها در آن خالی است. البته، باید به یاد داشت که فرهنگ کیمیا یک فرهنگ کوچک است و کمتر از سی هزار واژه، یا در همین حدود، در بر دارد.
    در مورد گزینش درآیندها در فرهنگ کیمیا، با نبود زبان انباری (corpus) که با نشان دادن بسامد و حوزه کاربردی واژه ها راهنمای فرهنگ نویس باشد، ناگزیر حوزه آشنایی های مولف، یا برخوردهای تصادفی، می تواند واژه هایی را وارد فرهنگ کند و چیزهای دیگری را ناگزیر از نظر بیندازد. برای مثال، کریم امامی با فنون چاپ و عکاسی آشنایی فنی داشت و شگفت نیست که واژه ای مانند دکلانشور (عکاسی) را در آن ببینیم، اما برای مثال، در زمینه اقتصاد بسیاری واژه های رایج از نظر افتاده باشند. درآیندهایی مانند دکستروز (شیمی)، مانومتر (فیزیک)، پلوتونیوم (شیمی) در آن آمده است که دلیل وجودشان بر من روشن نیست. به هر حال، تا زمانی که یک نفر به همت شخصی خود و با دست تنها و بدون پشتیبانی خدماتی و مالی نهادی می باید چنین کارهایی را بر عهده گیرد، به ویژه که در چنگال بیماری هولناکی نیز گرفتار آمده باشد، از کم وکاستی های مایه ای و روشی چاره ای نیست.

    زنده یاد امامی فرصت نکرد تا کار خود را ویرایش نهایی کند. ازاین رو، برخی کم و کاستی ها و ناهمخوانی ها در آن هست که من یاد می کنم تا شاید در ویرایش دیگری از این فرهنگ به کار آید؛

    الف ) مواردی هست که صورت اسمی یا صفتی واژه ای- بر خلاف روش کلی این فرهنگ که هر دو را می آورد- در آن نیامده است. برای مثال، ژرف اندیش آمده، اما ژرف اندیشی نیامده. ولی جمله دراز و عجیب وغریبی به فارسی، با ترجمه انگلیسی، ذیل ژرف اندیش آمده که به ژرف اندیشی (profundity) مربوط است. از این رده، جنگ زده آمده، اما جنگ زدگی نیامده، جمهوریخواه آمده، اما جمهوریخواهی نیامده، کین خواهی آمده، اما کین خواه نیامده، کین جو آمده، اما کین جویی نیامده.

    ب) اسم ها و همکرد فعل سازشان برخی جاها آمده و برخی جاها نیامده یا فعل ترکیبی آمده، اما اسم آن جداگانه نیامده؛ برای مثال، کیپ آمده، اما کیپ کردن نیامده، نیست و نابود آمده، اما نیست و نابود کردن نیامده، سربازی آمده، اما سربازی کردن و سربازی رفتن نیامده، عرض همراه با دو، سه کاربرد اصطلاحی آن آمده، اما عرض کردن و به عرض رساندن نیامده. در برابر، کیف کردن آمده، اما کیف نیامده. همچنین گاه صورت متعدی فعل (سر به نیست کردن) آمده و صورت لازم آن (سر به نیست شدن) نیامده؛ یا صورت قیدی (ددمنشان) آمده، اما صورت صفتی (ددمنش) نیامده.

    پ) در این فرهنگ برای واژه ها شاهد مثال داده نشده است، اما گاهی ذیل برخی واژه ها از آنگونه جمله های دراز و عجیب و غریب، که پیش از این اشاره کردم آمده که چیزی را هم روشن نمی کنند و به کل زائد ند، مانند مزارع نیشکر خوزستان ذیل نیشکر یا دانشگاه دولتی تاجیکستان ذیل دولتی یا جنگل های مازندران ذیل جنگل یا جنگ جهانی دوم ذیل جنگ. ذیل خلیفه هم یک جمله دراز عجیب می توان دید. به نظر می رسد که این شاهد مثال ها جزو یادداشت های امامی بوده اند و بی توجه به متن فرهنگ راه یافته اند و در یک ویرایش دیگر بهتر است آنها را حذف کنند.

    ت) در ذیل برخی واژه ها ترکیب های آنها هم آمده، اما برخی ترکیب های اسم و صفت که می باید ذیل جزء اسمی بیایند، ذیل جزء صفتی آمده اند (مانند جنگ برق آسا ذیل برق آسا) و گاه ذیل هردو آمده اند (مانند کپسول آتش نشانی یا دولت موقت یا کشتی جنگی).

    ج) برخی واژه ها مانند بهامهر (=ژتون) و پلشت بر (=گندزدا) و پلشت بری (=گندزدایی)، را من در جایی ندیده ام که به کار رود و نمی دانم امامی به چه اعتبار و از کجا آنها را در این فرهنگ گنجانده است. واژه دینیار در فرهنگ های فارسی نیامده و برابرنهاده military chapl[a]in (= قاضی عسکر) هم برای آن ناآشنا به نظر می رسد. زیرا، تا آنجا که من می دانم، زرتشتیان این واژه را در مورد موبدان شان به کار می برند. این واژه ها می باید از پیشنهادها و برساخته های فرهنگستان یکم یا دوم باشند. ولی اگر در حوزه ای رواج و رسمیت نیافته باشند، حضورشان در این فرهنگ، بنا به روش و سیاست آن، نابه جا به نظر می رسد.

    چ) در مورد برخی برابرنهاده ها هم می باید درنگ دوباره کرد. در برابرعرف، معنای یکم، long-standing practice داده شده، در حالی که، custom و convention برابرنهاده های بهتری هستند. معنای دوم آن هم common law داده شده است، در حالی که common law به معنای حقوق/قانون عرفی است نه به تنهایی عرف. برابرنهاده خلق الساعه abiogenesis داده شده است که نادرست است. خلقیات شرح شده و معادلی برای آن داده نشده است.

    ح) لغزش های دیگری نیز در گوشه وکنار به چشم می خورد، مانند صورت دستوری جناحی که اسم یاد شده، حال آنکه صفت است.

    خ) برابرنهاده های انگلیسی محدود به یک یا دو واژه اند. حال آنکه در بسیاری موارد برای پوشاندن تمامی حوزه های کاربردی و رنگ های معنایی کلمه، لازم است که دو یا چند واژه انگلیسی در برابر قرار گیرد. از این نظر، فرهنگ آریانپور، به ویژه برای کسانی که به دنبال واژه های جانشین می گردند، کارآمدتر است. باری، ورود این فرهنگ را به عنوان گامی تازه به فضای فرهنگ نویسی فارسی خوشامد می باید گفت.

    منبع: روزنامه کارگزاران
    گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان: ما را تمام لذت هستی به جستجوست ...
    اگر مطالب این سایت برایتان مفید بود، لطفا با مشارکت و به اشتراک گذاشتن تجربیات ارزشمند خود، آن را برای خود و دیگران پربارتر کنید!


    Webitsa.com
    Linkedin Profile

    نظر

    صبر کنید ..
    X