اطلاعیه

Collapse
هیچ اطلاعیه ای هنوز ایجاد نشده است .

سعدی

Collapse
X
  • فیلتر
  • زمان
  • نمایش
پاک کردن همه
new posts

  • مقاله: سعدی

    تو را نادیدن ما غم نباشد

    که در خیلت به از ما کم نباشد


    من از دست تو در عالم نهم روی

    ولیکن چون تو در عالم نباشد



    من اول روز دانستم که این عهد

    که با من می‌کنی محکم نباشد



    "سعدی"

  • #2
    چنان به موی تو آشفته‌ ام به بوی تو مست
    که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست

    تا خیال قد و بالای تو در فکر منست
    گر خلایق همه سروند چو سرو آزادم

    گر فلاطون به حکیمی مرض عشق بپوشد
    عاقبت پرده برافتد ز سر راز نهانش

    من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی
    یا چه کردم که نگه باز به من می‌ نکنی

    دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
    تا ندانند حریفان که تو منظور منی

    دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
    تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی

    سعدی


    تابلو چلنيوم

    نظر

    صبر کنید ..
    X