اطلاعیه

Collapse
هیچ اطلاعیه ای هنوز ایجاد نشده است .

ترجمه شفاهی، ترجمه کتبی و دوزبانگی

Collapse
X
  • فیلتر
  • زمان
  • نمایش
پاک کردن همه
new posts

  • ترجمه شفاهی، ترجمه کتبی و دوزبانگی




    ترجمه شفاهی، ترجمه کتبی و دوزبانگی

    نویسندگان: جوزین اف همرز و مایکل بلانک
    ترجمه محمد رضا آهنی
    عضو هیات علمی دانشگاه امام حسین (ع)

    چکیده
    مقاله حاضر تر جمه مقاله Interpretation, translation and bilingualityنوشته اف. همرز1 و مایکل بلانک2 است. نگارندگان در مقاله خود ابتدا تفاوت های ترجمه مکتوب و شفاهی را طرح و شرح کرده اند؛ سپس ویژگی های ترجمه شفاهی را بر شمرده و به بازشناسی گونه های مختلف این ترجمه، یعنی ترجمه همزمان و ترجمه شفاهی متوالی پرداخته و ساز و کار هر یک را تبیین کرده اند. در بخش دیگری از مقاله به مدل های پردازش ترجمه شفاهی و مطابقت آنها با مدل کلی پردازش اطلاعات اشاره شده است. در نهایت توانایی افراد دوزبانه در ترجمه شفاهی و کتبی بررسی شده و مقاله با این سوال به پایان رسیده است که دوزبانگی تا چه حد می تواند فرد را در امر ترجمه یاری رساند.

    کلید واژه ها: ترجمه مکتوب، ترجمه شفاهی، ترجمه شفاهی متوالی، ترجمه شفاهی همزمان، یادسپاری اطلاعات، دوزبانه همتراز.

    مقدمه مترجم
    بحث درباره ترجمه شفاهی و انواع آن، علی رغم طرح و شرح مسائل بسیار مهم ترجمه مکتوب در نشریات مختلف، از موضوعاتی است که کمتر بدان توجه شده است؛ البته این مساله نه به خاطر قصور دست اندر کاران آن نشریات ، که به دلیل کمی اطلاعات موجود در این زمینه است. ماهیت شفاهی این گونه ترجمه، خود از علل دیگریست که مجال کتابت مسائل مربوط به آن را فراهم نمی آورد؛ و هر فرد، دست کم در کشور ما، بایستی خود این راه پر مخاطره و نا آشنا را بدون استفاده از تجربیات و نظریات دیگران طی نماید و از طریق ازمون و خطای بسیار، فنون و شیوه های آن را کشف کند و تازه امکان انتقال این تجربیات به سایرین را نیز نداشته باشد.

    مساله آموزش این گونه ترجمه نیز از وضعیت مشابهی برخوردار است. استادان و مربیان این رشته، بدون هرگونه برنامه مدون و مشخصی و تنها بر اساس سلایق و علایق شخصی به تدریس این رشته می پردازند. آنان از طریق آزمون و خطا به شیوه های آموزش ترجمه شفاهی پی می برند. شاید تفکیک این رشته از ترجمه مکتوب، اولین گام در جهت احقاق حق این رشته مهجور باشد. پیشکسوتان و شاغلان این رشته، علی رغم کار سخت و پر مسئولیتی که دارند، اغلب گمنام و ناشناخته اند و نمی توانند آینده راهی را که پیموده اند، برای سایر افراد علاقه مند ترسیم و آنان را در این خصوص راهنمایی کنند.

    ترجمه مکتوب3 و ترجمه شفاهی4 هر دو مستلزم رمزبرداری از یک پیام به زبانی خاص و متعاقب آن رمزگذاری آن پیام به زبانی دیگر می باشد. این هر دو از مواردی است که سازو کارهای پردازش دو زبانه در آن دخیل می باشد؛ در واقع تسلط به دو زبان، نخستین شرط لازم برای هر دو تخصص به شمار می رود. هر دو عمل به پردازش زبانی پیام در زبان مبدا و انتقال آن به زبان مقصد نیاز دارند و این کار باید به گونه ای صورت گیرد که به پیام لطمه ای وارد نیاید. اگر چه هدف هر دو نوع ترجمه یکی است، ولی نحوه پردازش پیام در ترجمه کتبی با ترجمه سفاهی متوالی5 و ترجمه شفاهی همزمان6 تفاوت دارد.

    در ترجمه کتبی، پیام مکتوبی از زبان «الف» به پیام مکتوب دیگری در زبان «ب» برگردانده می شود. از انجا که در شرایط عادی مترجم برای انجام این کار محدودیت زمانی ندارد، می تواند به منظور تهیه متنی دقیق در زبان مقصد از ابزارها و فنون کمکی گوناگونی مانند فرهنگ های لغت، کتاب های مرجع تخصصی، و بانک داده های رایانه ای سود جوید تا پیام نتقل شده هرچه بیشتر بیانگر پیام زبان مبدا باشد. از سوی دیگر در ترجمه شفاهی، پیام گفتاری زبان «الف» بایستی به شکل شفاهی به زبان مقصد، یعنی زبان «ب» منتقل گردد. در ترجمه شفاهی متوالی، مترجم منتظر می ماند تا گوینده مکث کند و یا به سخن خود پایان دهد؛ آن گاه آن را برای مخاطب به زبان مقصد بر می گرداند. وی برای این کار از فن کمکی یادداشت برداری7 استفاده می کند و به این ترتیب برای ساماندهی برونداد8 خود به زبان «الف» بر شیوه ای مکتوب و یا رایانه ای تکیه دارد. در ترجمه شفاهی همزمان، مترجم صحبت های گوینده را – که به زبان «الف» سخن می گوید – می شنود، پیام را پردازش می کند و همزمان برونداد خود را به زبان «ب» ارائه می نماید؛ به عبارت دیگر، او بخشی از پیام را به زبان مقصد ترجمه می کند و در همان حال به بخش دیگری از پیام در زبان مبدا گوش می سپارد.

    تفاوت های ترجمه مکتوب و ترجمه شفاهی بیش از یک مورد است. تفاوت آشکار این دو در استفاده از روال مکتوب در مقابل روال گفتاری است. در شیوه نوشتاری، اَشکال زبانی ارائه مطلب متفاوت است؛ چون زبان کاملا بافت زدایی9 شده و تمامی پیام در متن وجود دارد؛ در حالی که زبان گفتاری بر نشانه های بافتی غیر کلامی 10 تکیه دارد. متن مکتوب پیش از آنکه به دست مترجم برسد، بازخوانی و بازسازی می شود؛ وی نیز به نوبه خود فرصت دارد متن را بازسازی و به صورت متن زبام مقصد مجددا ساماندهی کند. از سوی دیگر متن گفتاری اگرچه بیش و کم با برنامه تهیه می شود، لکن ویژگی های خاص بیان فی البداهه را دارد؛ ویژگی هایی مانند استفاده بسیار از زبان مقید به بافت11، تردیدها و دودلی ها، مکث ها و جملات ناقص. در این ترجمه، محدودیت زمانی نیز حائز اهمیت است: مترجم شفاهی به هنگام رمز برداری از گفتار فی البداهه گوینده، بایستی همزمان متن مکتوبی تهیه کند که ویژگی های فی البداهه زبان مبدا را نشان دهد. مترجم شفاهی بر خلاف مترجم مکتوب، فرصتی برای بازبینی ندارد و خطاهای وی در یک بازه زمانی مشخص قابل اصلاح است. علاوه بر این، در ترجمه شفاهی فرآیند ذخیره سازی 12 در حافظه کوتاه مدت 13 نقش مهمی ایفا می کند (استنزل، 1983). وجه مشترک هر دو گونه ترجمه، سازوکار کلی در پردازش دو زبانه است و تنها افرادی می توانند از عهده انجام ان بر آیند که بتوانند پردازش دو زبان را به گونه ای انجام دهند که پیام دست نخورده بماند و تنها رمز (زبان) تغییر کند. اما به واسطه محدودیت هایی که بر هر یک از این دو نوع ترجمه تحمیل می گردد، سازوکار های روانشناختی متفاوتی نیز در انجام آنها دخیل است. چون تحقیق در این زمینه بسیار اندک می باشد، در اینجا به طور خلاصه برخی از مسائلی که به درک بهتر پردازش زبانی در ترجمه شفاهی و کتبی منجر می شود، بررسی می کنیم؛ مسائلی چون 1) گفتار و شنیدار همزمان؛ 2) حافظه برای ضبط متن و یادداشت برداری؛ 3) ارتباط بین مهارت های زبانی، توانش دوزبانه و ترجمه شفاهی و کتبی.

    گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان: ما را تمام لذت هستی به جستجوست ...
    اگر مطالب این سایت برایتان مفید بود، لطفا با مشارکت و به اشتراک گذاشتن تجربیات ارزشمند خود، آن را برای خود و دیگران پربارتر کنید!


    Webitsa.com
    Linkedin Profile

  • #2
    1- گفتار و شنیدار همزمان

    تقریبا تمامی ویژگی های پردازش اطلاعات با ترجمه شفاهی ارتباط دارد. مترجم شفاهی باید صحبت های گوینده را بشنود؛ آنچه را که بصورت صریح یا ضمنی بیان می گردد دریابد؛ معنی را از گفتار استخراج کند؛ بی معنی نهفته در بطن گفتار پی ببرد؛ آنگاه اطلاعات را ذخیره کند تا بتواند آنها را با صحبت کامل به مخاطب زبان دیگر منتقل کند (دبلیو.ای.لامبرت،1978). ویژگی یک مترجم شفاهی، صرفا زبانه بودن و توانی مانند بومیان دو زبان نیست، بلکه باید این توانایی را نیز داشته باشد که به طور همزمان پیامی را از زبان مبدا رمزبرداری و سپس آن را به زبان مقصد رمزگذاری کند. یکی از خصیصه های رفتار زبانی، عمل نوبت گیری 14 است؛ یعنی تعویض متوالی گفتار با شنیدار. لکن برای مترجم شفاهی تولید یک پیام و گوش فرادادن به پیامی دیگر، کاری خارق العاده است (میلر، 1963).

    1-1 نقش مکث در گفتار و شنیدار همزمان
    فرضیه گلدمن-آیزلر15(1967) مبنی بر استفاده مترجم شفاهی از مکث های گوینده به منظور کاستن از زمانی که صرف شنیدن و گفتن همزمان می شود، از سوی بریک 16 (1973) آزمایش شد. وی ثابت کرد که مترجمان شفاهی بیش از آنچه در وهله نخست تصور می رود، از این مکث ها سود می جویند. استنزل17 (1982) ضمن تشریح مطالعات «بریک» خاطرنشان ساخت که چون وی نتوانست ارتباط میان این مکث ها و کیفیت ترجمه را مشخص کند، نمی توان نتیجه گیری کرد که از مکث ها برای حذف پردازش همزمان استفاده می شود. وی همچنین اظهار می دارد که استفاده از این مکث ها، مترجم را جبور می کند که پیوسته برونداد خود را با ضرباهنگ گوینده هماهنگ و سازگار نماید؛ این سازگاری محدودیت بیشتری را نسبت به پردازش همزمان به مترجم شفاهی تحمیل می کند. اما وی این فرض را ازمایش نکرد و این مساله بی پاسخ ماند.

    گرور18 (1972) با بررسی مکث های 804 گویشور زبان های فرانسه و انگلیسی به عنوان زبان مبدا در ترجمه شفاهی، دریافت که 96 درصد مکث ها کمتر از دو ثانیه است و تقریبا نیمی از آنها (48 درصد) بین 25 تا 50 صدم ثانیه طول می کشد. وی همچنین مشاهده نمود که مترجمان شفاهی بین 64 صدم تا 75 صدم از کل زمان خود را همزمان صرف شنیدن و گفتن می کنند (گرور 1972). وی نتیجه گرفت که بخش اعظم کار مترجم همزمان، صرف پردازش همزمان می شود.

    2-1- پردازش همزمان و دقت در گزینش
    همان طور که پیش از این ذکر شد، گفتار و شنیدار همزمان بندرت در زندگی روز مره اتفاق می افتد. در روانشناسی برای پردازش همزمان زبان ورودی و خروجی، عملی وجود دارد که به آن «واگویی»19 گفته می شود. در این آزمایش از فرد خواسته می شود که پیام ورودی را به محض شنیدن، با صدای بلند و حتی الامکان صحیح تکرار کند (چری، 1953). این کار نسبتا ساده است؛ به شرط آنکه پیام بیش از حد تند و غیر قابل پیش بینی نباشد (نیسر، 1966). واگویی اغلب در مطالعات مربوط به توجه گزینشی مورد استفاده قرار می گیرد تا از طریق آن توانایی انسان برای دفع پیام مزاحم و نیز توجه فرد به دو منبع ارزیابی شود (برای مثال: برادبنت 1985؛ تریزمن 1964).

    ترجمه شفاهی همزمان را «واگویی به زبان دیگر» توصیف کرده اند (نیسر 1966 و اس.لامبرت 1983). همانند همه کارهایی که در آنها توجه و حواس فرد باید تقسیم گردد، در واگویی و ترجمه شفاهی نیز دو منبع پیام وجود دارد و در هر دو مورد، منبع دوم پیام که بایستی به آن توجه داشت، در درون تولبد می گردد؛ و چون در هر دو بایستی خطاها و اشتباهات اصلاح گردد، به پیام خروجی نیز باید توجه شود (گِروِر، 1971). آزمایش های واگویی، فرآیند ترجمه شفاهی را روشن تر ساخته است به گونه ای که ما هم اکنون می توانیم به تجزیه و تحلیل مشکلات ناشی از تقسیم توجه بین منبع بیرونی زبان گفتاری و پیام درونی بپردازیم.

    اگرچه پردازش همزمان امر غیر ممکنی نیست، اما در زندگی روزمره هم چندان رایج و معمول نیست؛ علاوه بر این هنگامی که هر دو عمل، سازو کارهای پردازشی مشابهی را بطلبند، مشکل مضاعف می گردد. چون پردازش همزمان امکانپذیر است، هر طرح پردازش اطلاعات یا باید راهی را برای ذخیره سازی اطلاعات در پیش نهد و یا وسیله ای برای پردازش موازی فراهم آورد. نیسر 20 (1966) عنوان می کند که پردازش موازی در مرحله پیش از توجه 21 رخ می دهد و در این مرحله است که اطلاعاتی را نتوان بلافاصله پردازش نمود که در این صورت، یا اطلاعات برای فرصت بعدی ذخیره می شود و یا از آن صرف نظر می گردد. در این مرحله، واکنش (نسبت به یک سوال) را می توان به گونه ای پردازش نمود که به صورت خودکار22 انجام گیرد؛ برای مثال ولفورد23 (1968) توانایی اکتسابی مترجم شفاهی را برای نادیده گرفتن بازخورد24 خود، فرآیند خودکارسازی توصیف می کند.

    خودکارسازی را می توان از طریق فراگیری و آموزش بهبود بخشید. پینتنر25 (1969) برای تکرار جمله و پاسخ به سوالات شفاهی، که بطور همزمان با پیام شفاهی دیگری عرضه می شد، به مقایسه مترجمان شفاهی ماهر، دانشجویان پیشرفته و مبتدی ترجمه شفاهی با دوزبانه هایی که فاقد تجربه حرفه ای در کار ترجمه شفاهی بودند، پرداخت. وی مشاهده کرد که مترجمان شفاهی ماهر و دانشجویان پیشرفته در پاسخ به سوالاتی که شناخت و آگاهی آنها را می طلبید، بهتر از دو گروهی عمل کردند که فاقد آموزش لازم در زمینه پردازش همزمان بودند. وی نتایج حاصل از این آزمایش را این گونه تفسیر کرد: آن دسته از مترجمان شفاهی که یاد گرفته اند بخشی از پردازش همزمان را به صورت خودکار انجام دهند، بهتر می توانند در عمل ادراک، توجه خود را متمرکز نمایند.

    همزمانی در پردازش، بیش از نیاز به توجه به دو زبان، منشا ایجاد مشکل در ترجمه شفاهی است. اس لامبرت (1983) تاثیر چهاروضعیت متفاوت شنیداری را در درک مطلب و یادسپاری اطلاعات26 مقایسه کرد؛ این شرایط عبارت بود از: شنیدن خاموش، شنیدن همراه با واگویی، ترجمه شفاهی همزمان، ترجمه شفاهی متوالی. در نخستین آزمایش، پیام ها به زبان فرانسه ارسال می شد و سوالات مربوط به یادسپاری و درک مطلب، به زبان انگلیسی پاسخ داده می شد (شرایط دو زبانه). در دو وضعیتی که به پردازش همزمان نیاز بود، یعنی واگویی و ترجمه شفاهی همزمان، یادسپاری در بدترین شکل خود صورت گرفت؛ ولی در وضعیت شنیدن خاموش، نتیجه بسیار بهتر بود. اما زمانی که پاسخ ها به همان زبان داده شد و آزمایش صرفا یک کار شنیداری بود (شرایط یک زبانه) نتایج قبلی تایید نشد و شنیدن خاموش بهتر از واگویی نبود. اس لامبرت نتایج بدست آمده را چنین جمع بندی کرد: زمانی که فرد پیامی را به یک زبان می شنود و خود را برای پاسخگویی به زبان دیگر آماده می کند، به تجزیه و تحلیل عمیق تر پیام نیازمند است تا وقتی که هر دو عمل به یک زبان صورت می گیرد. وی همچنین عنوان می دارد که اگر پردازش این داده به ترجمه کتبی مربوط گردد، یادآوری یک موضوع کلامی آسانتر می شود، این وضعیت را در شنیدن خاموش در شرایط دوزبانه یا ترجمه شفاهی متوالی می توان مشاهده کرد؛ از سوی دیگر، باز شناسی که مستلزم رمزگذاری کلمه به کلمه است، در کار ترجمه کتبی پیچیده تر به نظر می رسد.

    3-1- تقطیع در پردازش همزمان
    فعالیت شاخصی که در مترجمان شفاهی مشاهده می شود، تقطیع یا تکه کردن27 زبان مبدا به واحد هایی می باشد که قرار است در زبان مقصد رمزگذاری شود. گلد من و آیزر (1972) با بررسی کار مترجمان شفاهی ماهر که از انگلیسی به آلمانی یا فرانسه ترجمه می کردند، سه نوع تقطیع را شناسایی نمودند: 1- «همانندی»28 تقطیعی است که مترجم شفاهی منتظر مکث گوینده زبان مبدا می ماند تا یک قطعه کامل را به زبان مقصد رمزگذاری کند؛ 2- «تقسیم» 29، در این نوع تقطیع، مترجم شفاهی پیش از پایان تولید یک قطعه از سوی گوینده، رمزگذاری آن را به زبان دیگر شروع می کند؛ 3- «تلفیق»30، در این نوع تقطیع دو یا چند قطعه به صورت یک واحد خروجی، یکجا با هم تلفیق می شود. دو نوع آخر 89 درصد برونداد مترجم شفاهی را تشکیل می دهند.

    ویژگی مهم دیگر ترجمه شفاهی همزمان، «فاصله زمانی شنیدن و گفتن»31 است؛ یعنی فاصله زمانی به گوش رسیدن پیام و لحظه بازآفرینی آن به زبان مقصد. طول این زمان برابر با چهار یا پنج واژه است. گلدمن و آیزلر(1972) هفت مقوله دستوری را شناسایی کردند که در این فاصله زمانی قرار می گیرد؛ این هفت مقوله عبارت است از: عبارت های قیدی؛ عبارت اسمی-فعلی بدون مفعول؛ عبارت اسمی؛ عبارت فعلی با مفعول، قید و مانند آن؛ عبارت اسمی-فعلی و عناصر خاصی از عبارت بعدی؛ پایان یک گزاره؛ پایان یک گزاره و شروع گزاره بعدی. اکثر قطعاتی که در فاصله گفتن و شنیدن قرار می گیرند، دست کم یک خبر32 دارند و از سه نوع آخر هستند. به این ترتیب مترجم شفاهی بخشی از قطعه ای را که گوینده به زبان مبدا بیان کرده است، ترجمه می کند، و همزمان با ترجمه او، گوینده بخش دیگری را تولید می نماید. آنان نتیجه گیری می کنند که مترجم شفاهی، هم از تقطیع خود و هم از تقطیع گویشور زبان مبدا سود می برد؛ از این رو تقطیع، پردازشی عاملانه است و تابعی از هر دو زبان دخیل در ترجمه شفاهی.
    گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان: ما را تمام لذت هستی به جستجوست ...
    اگر مطالب این سایت برایتان مفید بود، لطفا با مشارکت و به اشتراک گذاشتن تجربیات ارزشمند خود، آن را برای خود و دیگران پربارتر کنید!


    Webitsa.com
    Linkedin Profile

    نظر


    • #3
      2- حافظه برای متن و یادداشت برداری

      اگر ترجمه شفاهی همزمان، رمزبرداری از پیام زبان مبدا و رمزگذاری به زبان مقصد به طور همزمان باشد، اساسا مترجم باید توانایی آن را داشته باشد که توجه خود را به دو سو معطوف دارد. ویژگی اصلی ترجمه شفاهی متوالی، تکیه بر فرآیند های حافظه و توانایی باز سازی یک متن پس از اندکی تاخیر است. گرور، لانگلی‌33، «لانگ»34، و لامبرت35(1980) در تلاش برای تعیین عامل تمایز دهنده در میان دانشجویان موفق ترجمه شفاهی و آنهایی که در امتحان نهایی ناکام ماندند، دو عامل تعیین کننده را مشخص کردند: 1) عامل کلامی عمومی، شامل فصاحت زبانی‌ از نظر سرعت و دقت؛ 2) عامل حافظه که بیشتر به حافظه به خاطر سپردن متن مربوط می‌شود. عامل دوم برای ترجمه شفاهی متوالی قابل پیش‌بینی است؛ چون به‌ فرایندهای حافظه برای بازسازی متن تکیه دارد؛ درحالی که عامل اول که بیشتر خاص مترجمان شفاهی همزمان است، بر سرعت در پاسخگویی کلامی و دقت تأکید دارد.

      حافظه کوتاه‌مدت در ترجمه شفاهی همزمان عامل مهمی به شمار می‌رود؛ چون‌ همیشه تولید گفتار چهار تا پنج کلمه بعد از شنیدن صورت می‌گیرد؛ درحالی که‌ حافظه درازمدت نقش نسبتا کمتری دارد. گرور(1976)در تأیید این مسأله عنوان‌ کرد که مترجمان شفاهی همزمان، هنگامی که کار خود را به پایان می‌رسانند، بندرت از آنچه کرده‌اند، آگاهی دارند. اما در ترجمه کتبی همزمان، حافظه درازمدت چندان بی‌ارتباط نیست. با ذخیره ویژگی های خاصی از کلمه، چون بسامد، آشنایی و شباهت بین معادلهای ترجمه در حافظه معنایی‌36می‌توان سرعت ترجمه کتبی را بیشتر نمود؛ اما آن دسته از ویژگی های کلمه که در حافظه موقت‌ 37ذخیره‌ می‌شود، مثل بار عاطفی و تصویری، تأثیر بر سرعت ترجمه کتبی ندارد (موری،1986). توضیح محتملی که از سوی نگارنده اصل قرار گرفته، این است که‌ وقتی متغیرهای دسته اول در حد عالی باشند، ترجمه کتبی تقریبا بدون واسطه و به‌ صورت خودکار انجام می‌گیرد.

      از سوی دیگر، حافظه درازمدت نقش مهمی در ترجمه شفاهی متوالی، بویژه در ارتباط با محتوای پیام ایفا می‌کند. میانگین تأخیر در بین پیام مبدأ و پیام مقصد حدود پنج دقیقه است. این تأخیر و کمیت اطلاعاتی که بایستی در این مدت پردازش شود، مستلزم انجام فرایندهایی در حافظه هستند که با فرایندهای مورد استفاده در ترجمه شفاهی همزمان تفاوت دارند. در ترجمه شفاهی متوالی، سرعت برگردان واژگان و قطعات، با حافظه مربوط به متن ارتباط اندکی دارد.

      استفاده از حافظه در تمرین، صرفا فعال‌سازی آثار مانده بر حافظه نیست، بلکه این کار بازسازی فعالانه واحدهایی است که به صورت مفاهیم ذخیره شده‌اند. این نگرش نسبت به حافظه که نخستین بار از سوی بارتلت‌38(1932)مطرح شد، بعدها از سوی شماری از محققین تحول بیشتری یافت؛ برای مثال:کینچ39 و ون‌ دایک‌40(1978)طرحی از کارکرد حافظه را برای درک و تولید گفتمان ارائه‌ کردند. طرح آنها متضمن این نکته است که واحدهای معنایی پس از تغییر شکل و سامان‌گیری، در حافظه ذخیره و سپس به هنگام بازآفرینی متن مجددا ساماندهی‌ می‌شود و تغییر شکل می‌دهد. به این ترتیب پیام به گونه‌ای بازآفرینی می‌شود که‌ محتوای معنایی با بافتی کاملا متفاوت به مخاطب برسد.

      در ترجمه شفاهی متوالی، مترجم به قطعات کلامی پنج دقیقه‌ای گوش می‌سپارد و در همین هنگام، درحالی که زبان مبدأ را پردازش می‌کند، مطالبی را یادداشت‌ می‌نماید؛ این یادداشت برداری معمولا به زبان مقصد صورت می‌گیرد. پس از شنیدن قطعه پنج دقیقه‌ای، مترجم با پردازش متن و به کمک حافظه و نیز یادداشت های‌ خود متن را بازسازی می‌کند. اس لامبرت(1938) یادداشت های دانشجویان سال آخر ترجمه شفاهی را بررسی نمود و دریافت که این یادداشت ها تفاوت بسیاری با یکدیگر دارند. هر مترجم شفاهی، نظامی از نمادها و علایم اختصاری خاص خود را طراحی‌ می‌کند. مترجم شفاهی به هنگام برگردان یادداشت ها حدود یک سوم اطلاعات داده‌ شده را برمی‌گزیند. یادداشت های دوزبانه‌های کاملا همتراز41، به زبان مبدأ است به‌ طور کلی به‌نظر می‌رسد که فرایند برگردان پیام در هنگام یادداشت‌برداری صورت‌ می‌گیرد، نه در زمان تولید پیام بازسازی شده به زبان مقصد.

      ظاهرا یادداشت‌برداری نقش دوگانه‌ای را در ترجمه شفاهی متوالی ایفا می‌کند. اول در نقش یک ابزار بیرونی برای ذخیره سازی عمل می‌کند؛ و نقش دوم که‌ مهمتر نیز می‌باشد، این است که این یادداشت ها حاوی شاخص های ضروری برای‌ سازماندهی و بازسازی متن به زبان مقصد هستند(دی‌وستا وگری،1972). اس‌ لامبرت(1983) تشخیص و یادآوری متن را در سه وضعیت شنیداری مختلف‌ مقایسه نمود: بدون یادداشت‌برداری؛ با یادداشت‌برداری و استفاده ازآن به همان‌ صورت که در ترجمه شفاهی انجام می‌شود؛ با یادداشت‌برداری با این تفاوت که به‌ هنگام بازسازی متن، مترجم نمی‌تواند ازآن استفاده کند و به این ترتیب این‌ یادداشت ها صرفا نقش ذخیرهء بیرونی را ایفا می‌کنند. وی مشاهده کرد زمانی که از یادداشت ها عملا در بازسازی متن استفاده می‌شود، مترجم بهتر می‌تواند متن را به‌ خاطرآورد؛ درحالی که وقتی یادداشت ها صرفا در نقش ابزار ذخیره بیرونی عمل‌ می‌کنند، مانعی هستند برای به خاطرآوری متن. این مطلب نقش یادداشت‌برداری را در بازسازی متن تأیید می‌کند: یادداشت ها در پردازش فعال اطلاعات به عنوان ابزاربیرونی عمل می کنند.

      تلخیص42‌ و یادآوری‌43 متن، علاوه بر پردازش‌زبانی، به عملیات شناختی مهمی نیر احتیاج دارند. لانگ و هاردینگ اچ‌44(1978)نشان داده‌اند افراد دوزبانه‌ای که در زبان دوم به اندازه زبان اول سلیس وران نیستند، خلاصه‌هایی با کیفیت نازل تهیه‌ می‌کنند و متن را بخوبی زبان مادری خود در زبان دوم به یاد نمی‌آورند. ازاین‌رو مقدار اطلاعات بازآفرینی شده کمتر است؛ اطلاعات از صحت کمتری برخوردار است و ارتباط کمتری با موضوع دارد؛ اما مقدار اطلاعات نامربوط در هردو زبان‌ برابر است. نویسندگان نتیجه‌گیری می‌کنند که دوزبانه‌های غیر همتراز45 در انتخاب‌ اطلاعاتی که قرار است به زبان دوم بازآفرینی شود، از توان گزینشی کمتری‌ برخوردار است. توان محدود در زبان مبدأ، گزینش اطلاعاتی را که باید به خاطر سپرده شود، نیز محدود می‌کند و این مسأله خود از کیفیت ساماندهی و بازسازی‌ متن می‌کاهد. برای حصول اطمینان از پردازش زبان دوم با کیفیت عالی، به توانی‌ نیرومند در زبان مقصد نیاز است؛ این مسأله شرط لازم، اما ناکافی برای اطمینان از این نکته است که مترجم اطلاعات مرتبط با موضوع را برمی‌گزیند، سامان‌می‌هد و ذخیره می سازد.

      چنانچه کاربرد فرایندهای شناختی که نقش مهمی در دستیابی به اطلاعات ایفا می‌کنند، متأثر از توان زبان ها باشد، این عملیات شناختی دخیل در ترجمه شفاهی، به‌ پیشرفت فرایندهای عمومی اولیه در زمینه انتخاب و ساماندهی اطلاعات وابسته‌ است. تلخیص و یادآوری که هردو از عوامل مهم ترجمه شفاهی به شمار می‌رود، دارای مؤلفه‌های شناختی و زبانی است. با در نظر گرفتن توان زبانی به عنوان پیش نیاز ترجمه شفاهی، بعد شناختی این عمل را باید عامل حیاتی در پردازش اطلاعات از سوی مترجمان شفاهی و کتبی به حساب آورد.
      گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان: ما را تمام لذت هستی به جستجوست ...
      اگر مطالب این سایت برایتان مفید بود، لطفا با مشارکت و به اشتراک گذاشتن تجربیات ارزشمند خود، آن را برای خود و دیگران پربارتر کنید!


      Webitsa.com
      Linkedin Profile

      نظر


      • #4
        3- پردازش اطلاعات در ترجمه کتبی و شفاهی

        اتخاذ یک مدل عمومی برای پردازش اطلاعات، مستلزم داشتن فرضیاتی برای‌ نحوه بازآفرینی پیام در زبان مبدأ است؛ برای مثال: موزر46(1978) با استفاده از مدل‌ معنایی-ساختاری47 اسکانک48‌ (1972) این‌گونه نظر می‌دهد که در ابتدای ورود آوا به صورت قطعات اطلاعات، تکه‌تکه می‌شود و به این ترتیب ویژگی های کلامی‌ خود را از دست می‌دهد؛ سپس در یک سطح معنایی-مفهومی49‌ پردازش می‌شود. ساختار معنایی، مبنایی مفهومی پیدا می‌کند که بین زبانی است و درفرایند درک‌ ساختارهای زبانی مربوط به یک زبان خاص طرح‌ریزی می‌شود. مبنای مفهومی‌ در بردارنده مفاهیم و روابط میان آنهاست؛ یک مفهوم نه یک واژه است و نه‌ تعریفی از یک واژه، بلکه هر آن چیزی است که درباره یک واژه می‌دانیم. مفاهیم‌ نه تنها اطلاعات معنایی غیر زبانی را در برمی‌گیرد، بلکه اطلاعات معنایی، آوایی و نحوی زبان را نیز شامل می‌شود. به این ترتیب معادل های زبان های مبدأ و مقصد، با مفهوم یکسان ثبت و در ذهن ذخیره می‌گردد و با یکدیگر ارتباط درونی پیدا می‌کند. مترجم شفاهی برای فهم زبان مبدأ کلمات را با ساختارهای مفهومی در حافظه پیوند می‌زند و این پیوند، ارتباط با زبان مقصد را فعال می‌سازد. هرچه این‌ ارتباط بین زبانی و درون‌زبانی بیشتر گردد، فرایند فعال‌سازی آسانتر صورت‌ می‌گیرد؛ به سخن دیگر هرچه مترجم شفاهی در مورد مفاهیم بیشتر بداند، کار ترجمه سهل تر می‌گردد. اما همان‌طور که مکین تاش‌50 (1985)خاطرنشان می‌سازد، موزر به این مسأله اشاره نکرده است که آیا فعالیت در دوزبان، بار پردازشی‌ مضاعف را به ذهن تحمیل می‌کند یا خیر.

        مکین تاش از مدل کینچ و ون‌دایک(1978) و نیز مدل دیگر ون‌دایک(1980) برای فرایندهای ترجمه شفاهی استفاده کرد. در این مدل پردازش معنایی، برای‌ ادراک و تولید متن سه نوع فعالیت، فرض شده است: 1) ساماندهی متن در کلیتی‌ منسجم؛ 2) فشرده کردن معنای کامل متن در جان کلام؛ 3) تولید یک متن جدید از آثار در حافظه مانده در فراینددرک مطلب. در این مدل، فرض بر این است که‌ روساخت گفتمان51‌ به صورت مجموعه‌ای از گزاره‌ها52 ترجمه می‌شود که برخی از آنها در روساخت وجود دارد و بعضی دیگر از دانش‌پیشین و از بافت استنباط می‌ شود. برای تبدیل ساختارهای کوچک53‌ به ساختارهای کلان‌54، از قواعد کلان‌ پردازش‌55 استفاده می‌شود. «یادداشت‌برداری» از مشخصه‌های معنایی کلام که‌ حاصل به کارگیری قواعد کلان برای گزاره‌های کوچک هستند، با یادداشت‌برداری در ترجمه شفاهی متوالی مطابقت دارد؛ در نهایت این یادداشت ها گزاره‌های کلان را پدیدمی‌آورند. در بازسازی متن در زبان مقصد، مترجم شفاهی قواعد کلان را در جهت عکس به کارمی‌برد. در ترجمه شفاهی همزمان، به هنگام‌ پردازش قطعات ورودی، قطعات پردازش شده قبلی تولید می‌گردد؛ اما در ترجمه شفاهی متوالی این فرایندها از نظر زمانی از یکدیگر جدا هستند. همان‌طور که مکین‌ تاش مطرح می‌کند، اگرچه این مدل برای ترجمه شفاهی متوالی مناسب است، اما در مورد بار مضاعف پردازش-که به هنگام انتقال زبانی56‌ در کار ترجمه پیش‌ می‌آید-مطلب چندانی ندارد. نشانه‌هایی وجود دارد که بار دوزبان، ترجمه را مشکل تر می‌کند؛ (مکین تاش،1983) اما برای تعیین ماهیت این پیچیدگی به شواهد تجربی بیشتری نیاز است.

        از بحث فوق این مطلب به دست می‌آید که ترجمه کتبی و شفاهی را باید در کل نوعی پردازش اطلاعات و درک متن به حساب آورد. این نگرش در نظریات‌ اخیر مربوط به ترجمه لحاظ شده است. دوبیوگرانده‌57(1987)معنا را فرایندی‌ کنترلی58‌ می‌داند که از عدم قطعیت می‌کاهد،«فهم یک مطلب کنترل کردن آن‌ است از طریق مشخص کردن حدودی که آن مطلب را در برمی‌گیرد و یا با آن‌ ارتباط دارد». ترجمه نیز یک فرایند کنترلی است، پیچیده‌تر از فهمیدن؛ اما این‌ پیچیدگی مضاعف نیست و نمی‌توان به خاطر پردازش دوزبان، پیچیدگی آن را دو برابر پیچیدگی فهمیدن به حساب آورد. ترجمه کتبی مستلزم کنترل مشترک دو دسته از مقولات زبانی است. این توانایی کنترل مشترک است که مترجمان کتبی و شفاهی را دوزبانه‌های دیگر متمایز می‌کند.
        گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان: ما را تمام لذت هستی به جستجوست ...
        اگر مطالب این سایت برایتان مفید بود، لطفا با مشارکت و به اشتراک گذاشتن تجربیات ارزشمند خود، آن را برای خود و دیگران پربارتر کنید!


        Webitsa.com
        Linkedin Profile

        نظر


        • #5
          4- مهارتهای زبانی مترجم شفاهی و توانش دوزبانه

          اگر اکثر مترجمان کتبی و شفاهی در چند زبان خبره و با تجربه باشند، تعداد افرادی که توانایی آنها در دوزبان کاملا همتراز باشد، اندک است؛ چه رسد به سه‌ یا چهارزبان. این وضعیت معمولا وقتی پیش می‌آید که مترجم شفاهی از کودکی‌ دوزبانه بوده باشد که چنین موقعیتی برای شمار اندکی از افراد پیش می‌آید. به‌طور کلی مترجم شفاهی بر یک و گاهی دوزبان فعال59‌ و چند زبان غیر فعال60‌ تسلط دارد. منظور از زبان غیر فعال زبانی است که فرد آن را کاملا درک می‌کند، ولی نمی‌ تواند بخوبی یک بومی آن را تولید کند(لانگ‌لی،8791). اصولا در برنامه‌های‌ آموزش مترجم شفاهی و کتبی در اروپا و آمریکا به فرد می‌آموزند که از یک زبان‌ غیر فعال به یک زبان فعال ترجمه کند. در هرحال همان‌گونه که در بخش قبل‌ متذکر شدیم، رمزبرداری از زبان غیر فعالی که فرد بر آن تسلط کامل ندارد، ممکن‌ است بر فرایندهای ساماندهی -که به منظور بازسازی متن مبدأ نیاز است- آسیب‌ برساند. اینکه تا چه حد یک زبان غیر فعال محسوب می‌شود، مسأله‌ای است که به‌ تحقیقات بیشتری نیاز دارد. برخورداری از مهارتهای زبانی بسیار پیشرفته در هر یک‌ از زبان های مبدأ و مقصد، شرط لازم بسیار مهمی است که مترجمان شفاهی و کتبی‌ باید دارا باشند؛ هرچند که ترجمه مستلزم داشتن مهارتهای کلامی و شناختی خاصی‌ است که با داشتن تسلط در زبان های دیگر کاملا بی‌ارتباط است.

          کارول‌61 (1978) تلاش کرد عوامل کلامی دخیل در ترجمه کتبی و شفاهی را مشخص کند. وی علاوه بر عوامل شناختی، عامل هوش کلامی و عامل فرهنگی، چهار عامل فصاحت کلامی62‌ را شناسایی کرد: فصاحت واژگانی‌63، یعنی توانایی‌ به کارگیری مواد نگارشی همچون پیشوندها؛ فصاحت اندیشه‌ای64، یعنی سهولت به‌ خاطر آوردن اندیشه‌ها؛ فصاحت بیانی‌65، یعنی توانایی تفکر سریع در خصوص بیان‌ مناسب اندیشه‌ها؛ و فصاحت در تداعی معانی‌66، یعنی توانایی تولید واژگان جدید از حوزه معنایی محدود. کارول سپس مشاهده نمود که این عوامل فصاحت جدای از هوش کلامی هستند و به توانایی فرد برای ذخیره، یادآوری و به کارگیری عناصر اطلاعاتی مربوط می‌شوند. فصاحت کلامی را بایستی با خصلت های فردی همچون‌ برون‌گرایی67‌ و سرزندگی‌68 مربوط دانست(کارول،1791).

          اگرچه محققان شرط لازم برای ترجمه کتبی و شفاهی را در سطح خاصی از دو زبانگی می‌دانند، اما تاکنون هیچ‌نتیجه‌ای که نشان دهد یک نوع از دوزبانگی بر سایر انواع رجحان دارد، به دست نیامده است؛ البته حدس هایی در این زمینه زده شده‌ است، اما برای تأیید این حدس ها شواهدی تجربی وجود ندارد؛ برای مثال: اندرسن‌69 (1976) می‌گوید در ترجمه شفاهی، دوزبانه همپایه‌70 بهتر از دوزبانه ناهمپاپه عمل‌ می‌کند؛* براین اساس که دوزبانه همپایه دارای دو واحد شناختی است؛ یعنی هر واحد، برای یک معادل ترجمه. اما این استدلال از مبنای ضعیفی برخوردار است؛ چون اگرچه دوزبانه ناهمپایه از یک واحد زبانی سود می‌برد که با دو معادل ترجمه‌ مطابقت دارد، اما از میزان همپوشی دو معادل آگاه است. درحال حاضر دلیل کافی‌ برای اینکه نشان دهد دوزبانه همپایه در ترجمه از دوزبانه ناهمپایه توانمندتر است، وجود ندارد. مورد جالبتر، نوع دلایل تجربی حاصل از مطالعات مربوط به پردازش‌ اطلاعات در دوزبانه‌هاست؛ برای نمونه: کودکان دوزبانه در مقایسه با بزرگسالان و دوزبانه‌های مسن‌تر، چنانچه نوع کار اجازه دهد، پردازش معنایی را بر پردازش‌ آوایی ترجیح می‌دهند این مسأله-که آنان را در انجام وظایف شناختی لازم برای‌ ترجمه کتبی و شفاهی یاری می‌رساند- امری حدسی است و قبل از اینکه به نتایج‌ مثبت‌تری برسیم،به شواهد تجربی بیشتری نیازمندیم.

          اغلب بیان می‌شود که کودکان دوزبانه مترجمان خوبی می‌شوند؛ اما هیچ‌گونه‌ شاهد تجربی این فرض را تأیید نمی‌کند. هریس71‌ و شروود 72(1987) مشاهده کردند که کودکان دوزبانه با حفظ پیام، خیلی‌زود توانایی خود را برای ترجمه از زبانی به زبان دیگر گسترش می‌دهند؛ اما اینکه تا چه حد این توانایی برای پردازش‌ اطلاعات در ترجمه شفاهی و کتبی کارآیی دارد، هنوز مشخص نشده است. آیا توانایی دوزبانه اجتماعی با توانایی دوزبانه حرفه‌ای قابل مقایسه است؟ هردو از توان شخص دوزبانه برخوردارند؛ اما همان‌طور که قبلا دیدیم، برای ترجمه کتبی و شفاهی به عملیات شناختی خاصی نیاز است. فقط تا این حد مطمئنیم که دو زبانه های اجتماعی از دو زبانگی خود در ترجمه شفاهی سود می‌برند. اما اینکه این‌ دوزبانه‌ها می‌توانند سایر توانایی های خود را برای ترجمه کتبی نیز به کارگیرند یا خیر، سؤالی است که همچنان محتاج پاسخ است.
          گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان: ما را تمام لذت هستی به جستجوست ...
          اگر مطالب این سایت برایتان مفید بود، لطفا با مشارکت و به اشتراک گذاشتن تجربیات ارزشمند خود، آن را برای خود و دیگران پربارتر کنید!


          Webitsa.com
          Linkedin Profile

          نظر


          • #6
            5- نتیجه‌گیری

            در این مقاله به‌طور خلاصه رفتار دوزبانه‌ها را در برخورد با مسائلی چون ترجمه کتبی و شفاهی بررسی کردیم. در ابتدا مروری داشتیم بر مهمترین ویژگیهای ترجمه شفاهی، یعنی همزمانی لازم در میان سازوکاهای پردازشی دوزبان و نیز پیامدهای‌ ناشی از استفاده از مکث ها و تقطیع در پردازش زبانی. علاوه بر این، اهمیت فرایندهای‌ حاکم بر حافظه را در ترجمه شفاهی تشریح کردیم؛ آن‌گاه به تجزیه و تحلیل‌ یادداشت‌برداری در ترجمه شفاهی متوالی پرداختیم. پس ازآن نگاه خود را به‌ تلاش های انجام شده برای ارایه مدل های پردازش در ترجمه شفاهی و سازگاری آنها با مدل های عمومی‌تر پردازش اطلاعات و متن معطوف کردیم. مسائل مبتلا به مترجم‌ شفاهی در خصوص استفاده از مهارت های زبانی نیز بررسی شد و این مقاله را با طرح‌ این سؤال که چه‌چیزی مترجم شفاهی را از دوزبانه فصیح جدا می‌سازد،به پایان‌ بردیم.

            یادداشت ها:

            (*)- این دو معادل را از کتاب «درآمدی بر جامعه‌شناسی زبان» تألیف آقای یحیی مدرسی گرفته‌ام. مترجم.

            ‌ منابع انگلیسی


            Anderson,J.R.(1976).Language,memory and thought.Hillsdale:Erlbaum.
            Barik,E.(1973).Human associative memory.Washington:Winston.
            Bartlett,P.K.(1932).Scripts in memory for text.Academic Review 11:177-185.
            Carrol,J.M.(1978).Studies in the preception of language.New York:Willey.
            Gerver,D(1976).Natural language parsing sychological,computational,and theoretical perspectives.Cambridge:Cambridge University Press.
            Goldman-Eisler, (1967). Speech production and predictability of words in context. Quarterly Journal of Experimental Psychology 10: 96-106.
            Harris, K. S. & Sherwood, J. K. (1978). Bilinguality in children. Psychological Review 84: 127-158.
            Kintsch, W. & van Dijk, t. A. (1978). Toward a model of text comprehension and production. Psychological Review 85: 63-94.
            Lambert, W. E. (1978). A social psychology of bilingualism. Journal of Social Issues 23: 91-109.
            Long, F. & Harding Esch (1978). The modularity of mind: an essay of faculty psychology. Cambridge, MA: Bradford.
            Miller, G. A. (1963). Some psychological studies of grammar. American Psychologist 17: 748-62.
            Moser, M. (1978). Cognition and the development of language. New York: Willey.
            Mackintosh, J.(1985). Perception and representation. Milton Keynes :Open University.
            Moser, p. (1978). Data recognition in bilinguals. Chicago: University of Chicago Press.
            Neisser, J. J. (1966). Memory representation for prefixed words. Journal of Verbal
            Learning and Verbal Behaviour 21: 704- 21.
            Pintner, W. M. Language learnability and language development. Cambridge, MA: Harvard University Press.
            Schank, R.C. (1972). Conceptual dependency: a theory of natural language understan­ding. Cognitive Psychology 3: 552-631.
            Stenzl, P. R. (1983). Language processing in bilinguals. Journal of Child Language 9. 2: 227- 248.
            Welford, M. A. (1968). Communicative competence in interpreters. Cognitive Development 22: 183- 192.


            پانوشت ها:

            1- Josiane F.Hemers
            2- Michel H.A.Blanc
            3- translation
            4- interpretation
            5- consecutive interpretation
            6- simultaneous interpretation
            7- note-taking
            8- output
            9- decontextualized
            10- non-verbal
            11- contextualized language
            12- storage process
            13- short-term memory
            14- turn-taking
            15- Goldman-Eisler
            16- Barik
            17- Stenzl
            18- Gerver
            19- shadowing
            20- Neisser
            21- pre-attentive level
            22- Automatism
            23- Welford
            24-feedback
            25- Pintner
            26- information retention
            27- chunking, segmentation, parsing
            28- identity
            29- fission
            30- identity
            31- ear-voice span
            32- predicate
            33- Longley
            34- Long
            35- Lambert

            36- semantic memory
            37- episodic memory
            38- Bartlett
            39- Kintsch
            40- Van Dijk
            41- balanced bilinguals
            42- summarizing
            43- recalling
            44- Harding-Esch
            45- non-balanced bilinguals
            46- Moser
            47- semantic-organization model
            48- Schank
            49- semantic-conceptual
            50- Mackintosh
            51- discourse
            52- propositions
            53- micro-structures
            54- macro-structures
            55- macro-rules of processing
            56- language-switching
            57- De Beau-grande
            58- control process
            59- active
            60- passive
            61- Carroll
            62- verbal-fluency factors
            63- word fluency
            64- ideational fluency
            65- expressional fluency
            66- associational fluency
            67- extraversion
            68- exuberance
            69- Andersen
            70- coordinate bilingual
            71- Harris
            72- Sherwood

            برگرفته از: مجله مصباح- شماره 58
            گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان: ما را تمام لذت هستی به جستجوست ...
            اگر مطالب این سایت برایتان مفید بود، لطفا با مشارکت و به اشتراک گذاشتن تجربیات ارزشمند خود، آن را برای خود و دیگران پربارتر کنید!


            Webitsa.com
            Linkedin Profile

            نظر

            صبر کنید ..
            X