اطلاعیه

Collapse
هیچ اطلاعیه ای هنوز ایجاد نشده است .

ادبیات تطبیقی

Collapse
X
  • فیلتر
  • زمان
  • نمایش
پاک کردن همه
new posts

  • ادبیات تطبیقی



    ادبيات تطبيقی چيست؟

    فریبا طیبی

    ادبیات تطبیقی یا Comparative literature كه گاهی به آن «ادبیات همگانی» نیز گفته می شود، علمی است اساساً فرانسوی و به زبان ساده عبارت است از: «مطالعه و بررسی مقایسه ای آثاری كه برخاسته از زمینه های فرهنگی گوناگونند.»

    ادبیات تطبیقی كدام آثار را با كدام آثار تطبیق می كند؟ ادبیات دو كشور یا چند كشور را با هم مقایسه می كند یا ادبیات یك دیار را با همه كشورهای جهان؟ دوره های مختلف ادبیات را در یك كشور مقایسه می كند یا شیوه های مشابه در كشورهای مختلف را؟ شاید بتوان گفت ادبیات تطبیقی به نوعی همه این موارد را دربرمی گیرد. ادبیات تطبیقی تنها مجموعه ای از متون نیست، بلكه چشم اندازی است از بررسی و تحقیق درباره هر چیزی كه بتوان گفت ادبیات است و كشف ارتباط آن با دیگر عناصر تشكیل دهنده یك فرهنگ. ملت ها از ادبیات یكدیگر الهام می گیرند. ادبیات روز به روز در حال جهانی تر شدن است.

    ادبیات شرق و ادبیات غرب مدام در حال تاثیر و تاثرند و اما چه چیز باعث این جهانی شدن است؟
    به قول برخی صاحب نظران شاید بتوان زمینه های تاریخی آن را در جنگ های صلیبی جست وجو كرد. 9 دوره جنگ های صلیبی كه حدود دو قرن به طول انجامیده، قطعاً در امتزاج ادبیات غرب و شرق مؤثر بوده است. مقوله «مهاجرت» هم خود باعث تعامل بین فرهنگها و پیدایی ادبیاتی جدید می شود. و همچنین نیاز ادبا به یكدیگر و ادبیات غیر از خود؛ به جهانی شدن و تزاید ادبیات كمك می كند.

    و اما درباره تولد این علم. شاید اگر راه و روش تحقیق در دو رشته «نقد ادبی» و «تاریخ ادبیات» متحول نمی شد، «ادبیات تطبیقی» هم به دنیا نمی آمد. از ابتدای قرن نوزدهم این علم بسیار هدف بحث و مطالعه قرار گرفت و اندك اندك متكامل شد و در اوایل قرن بیستم، با گشایش رسمی دروس این رشته نوپا و با ارائه رساله های ارزشمند، هویتی مستقل یافت. به نظر می رسد اولین بار عبارت «ادبیات تطبیقی» در سال 1816 به كار رفت ولی نفس موضوع این علم، قطعاً قدیمی تر است. گویا اولین بار «فرانسوا ویلمن» بود كه این عبارت را به هنگام تدریس ادبیات بیگانه در سال 1828 در سوربن به كاربرد و مورخان تاریخ این رشته، آن را مبنای كار قرار دادند. هر چند بودند كسانی كه دیگران را مقدم می دانستند. در اواخر قرن نوزدهم بود كه چندین اثر تطبیقی مهم ارائه شد و این آثار نیز، پژوهش های دیگری را تا اواسط قرن بیستم سبب شد. فرانسه پیش گام این علم است و نخستین كنگره آن را در سال 1878 به مدیریت ویكتورهوگو در پاریس و كنگره بعدی را در سال 1900 در همین شهر برگزار كرد. نخستین كتاب شناسی ادبیات تطبیقی هم به همت «لویی پل بتز» در 1897 تهیه و به وسیله بالدنسپرژه در فرانسه منتشر شد. اكنون ادبیات تطبیقی با تاریخی حدوداً 200 ساله در كنار نقد ادبی و تاریخ ادبیات در دانشگاه های دنیا تدریس می شود و به ابزاری برای شناخت ادبیات ملت های مختلف تبدیل شده است. در كشور ما شاید بتوان گفت این علم همزمان با تاسیس دانشگاه تهران پا به محافل ادبی گذاشته و البته اغلب به طور منقطع و ناكارآمد ارائه شده.

    از نخستین صاحب نظران این حوزه در ایران، می توان دكتر فاطمه سیاح- دانش آموخته ادبیات اروپا از مسكو- را نام برد. او كه سالها در دانشكده های مسكو تدریس كرده بود، به ایران آمد و به تدریس زبان و ادبیات روس و فرانسه در دانش سرای عالی مشغول شد. سیاح كه از نخستین اساتید دانشگاه تهران به شمار می رود، در مباحث «انتقادسنجشی و تفسیری» صاحب نظر بود و شاگردانی چون ابوالحسن نجفی، حسین خطیبی، احمد سمیعی و سیمین دانشور را تربیت كرد. سیاح پس از 9 سال تدریس در دانشگاه تهران، در سال 1326 به سبب بیماری درگذشت و پس از او در آن سالها این رشته در ابتدای راه تقریباً بی متولی ماند. از دیگر كسانی كه در این رشته فعالیت كرده اند، می توان از «مجتبی مینوی» به عنوان نخستین ادیب و منتقد ایرانی نام برد كه از طریق نقد تطبیقی به بررسی تاثیر ادبیات شرق به ویژه ادبیات فارسی بر ادبیات انگلیسی پرداخت.

    اما اینكه تاثیرگذاری ادبیات فارسی بر ادبیات غرب از چه زمانی و چگونه بوده است، باید به قرن هفدهم برگردیم. در قرن هفدهم، عده ای از سیاحان فرانسوی از جمله تاورنیه، تونو و شاردن به ایران مسافرت می كنند و مشاهدات خود را در سفرنامه هایی می نویسند كه هر چند جذابیت و گیرایی چندانی ندارد، اما بستری فراهم می آورد برای آشنایی فرانسوی ها با ادبیات ایران. همچنین ترجمه گلستان سعدی و «انوار سهیلی» واعظ كاشفی، دو رویداد پردامنه ادبی در قرن هفدهم محسوب می شود كه بازتاب های ادبی بسیاری در فرانسه و به تبع آن در اروپا دارد كه زمینه ساز «رنسانس شرقی» و آشنایی غرب با ادبیات ایران می شود. (ویكتور هوگو بعد از مطالعه ترجمه مطالبی از مولانا، عطار و فردوسی، در «شرقیات» خود می گوید: «ایرانی ها، ایتالیایی های آسیا هستند!)

    به این شكل كم كم مبحث تازه ای پررنگ می شود: ادبیات ترجمه. بررسی تطبیقی ترجمه های یك اثر و همچنین مجموعه ترجمه هایی كه از ادبیات بیگانه در كشوری انجام می شود، ذیل این مبحث قرار می گیرد. از آنجایی كه كم اند كسانی كه ادبیات بیگانه را به زبان اصلی بخوانند و معمولا شناخت ادبیات بیگانه از طریق ترجمه هاست تا زبان اصلی، ترجمه هم راهی ساده برای تحقیق در ادبیات تطبیقی محسوب شد. در ایران ترجمه آثار انگلیسی به فارسی از اواخر قرن 19 و ترجمه آثار آمریكایی از اوایل قرن 20 و بعد از جنگ جهانی شروع شد و آثار تازه ای در داستان نویسی ایران پدید آورد. با گسترش مضمون ها در این نوع ادبی، نقد ادبی نیز در ایران شكل گرفت. برخی از داستان نویسان از طریق ترجمه با «رمان» آشنا شدند و ساخت و فرم آن را به كار گرفتند.

    از سوی دیگر نویسندگان انگلیسی از قرن شانزدهم میلادی و نویسندگان آمریكایی هم از قرن هجدهم به وسیله ترجمه با فرهنگ، تمدن و ادبیات ایران آشنا شده بودند. چه كسی می تواند تأثیر ترجمه كتابهای مشرق زمین را بر ادبیات غرب كتمان كند؟ تأثیر ترجمه كتابهای آسمانی به «ویژه قرآن كریم» در ادبیات جهان، قابل انكار نیست. همچنین تاثیر جهانی ترجمه كتابهای كهنی چون اوستا. شاهد مثال برای تاثیر ادب شرق بر غرب، فراوان است.

    ترجمه «هزار و یك شب» در اوایل قرن 18 توسط «آنتوان گالان» فرانسوی و تأثیر بسیار آن بر نویسندگان اروپایی. ترجمه رساله الغفران «ابوالعلاء معری» و الهام بخشی این اثر برای دانته در كمدی الهی و اینكه هر دو اثر به كتاب «ارداویرافنامه» نظری داشته اند. (ارداویرافنامه سفر روحانی یكی از موبدان زرتشتی به نام ارداویراف است به دوزخ و اعراف و بهشت)
    یا مثلا قصه سمبولیك «حی بن یقظان» (زنده بیدار) نوشته ابن سینا كه «ابن طفیل اندلسی» با الهام از آن كتابی به همین نام نوشته و «ادوارد پاك» آن را به لاتین و «جرج كیت» به انگلیسی ترجمه كرده است. (برخی از اهالی ادبیات، به شباهت شخصیت حی بن یقظان و رابینسون كروزوئه اثر دانیل دوفو معتقدند.)
    دراین بین ترجمه كلیله و دمنه هم بسیار مهم است.
    می دانیم كه «انوار سهیلی» ترجمه ای است آزاد به نثر از كلیله و دمنه به قلم واعظ كاشفی. انوار سهیلی به دست «ژان دولافونتن» می رسد و او این حكایت های به زبان حیوانات را وارد فایل ها و قصه های پندآموز خود می كند.

    ترجمه رباعیات خیام توسط فیتز جرالد انگلیسی و ادگار آلن پو آمریكایی و نیز الهام «پو» از قرآن كریم در سرودن شعر، تاثیرپذیری گوته از دیوان حافظ در سرودن دیوان شرقی خود، اقتباس موریس مترلینك بلژیكی در نمایشنامه پلئاس و ملیزاند از شاهنامه فردوسی، رمان ده جلدی خانم مادلن دواسكودری با نام «كوروش كبیر» و نقد نظام حكومتی زمان خود زیر پوشش نقل این داستان ایرانی و بسیاری موارد از این دست همه از تاثیر و تاثر این دو ادبیات حكایت می كند.

    در همه جای دنیا انسانها شعر گفته اند قصه گفته اند و در همه زمان ها از گذشته های دور تا امروز با ادبیات زندگی كرده اند. ادبیات دارای موجودیتی زنده و پویاست و درمسیر روپیش خود ناگزیر از اقتباس، تركیب، تأثیر و بازآفرینی است. بسیار شنیده و خوانده ایم كه دیگر حرفی باقی نیست. همه چیز گفته و نوشته و خوانده و شنیده شده.
    مگر اینكه همان حرفها را از پنجره ای دیگر با صدایی تازه، با نگاهی نو بشنویم.

    ادبیات تطبیقی ابزاری است برای وانگری ادبیات جهان. دریچه ای است برای دیدن افكار و شنیدن حرفهای آدمها از هر رنگ و نژاد و زبان و ملیتی.

    فردیناند برونتیه (1849- 1956) استاد زبان و ادبیات فرانسه می گوید: «ما هرگز خودمان را نخواهیم شناخت، اگر فقط خودمان را بشناسیم.»

    منابع
    1- ساجدی، طهمورث، «از ادبیات تطبیقی تا نقد ادبی»، تهران، 1387، مؤسسه انتشارات امیركبیر
    2- شورل، ایو، «ادبیات تطبیقی»، ترجمه دكتر طهمورث ساجدی، تهران، 1386، مؤسسه انتشارات امیركبیر
    3- نجفی، ابوالحسن، «ادبیات تطبیقی چیست؟» ماهنامه آموزش و پرورش، شماره 7، ج 41 (1351) صص 435- .448

    برگرفته از: kayhannews.ir
    گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان: ما را تمام لذت هستی به جستجوست ...
    اگر مطالب این سایت برایتان مفید بود، لطفا با مشارکت و به اشتراک گذاشتن تجربیات ارزشمند خود، آن را برای خود و دیگران پربارتر کنید!


    Webitsa.com
    Linkedin Profile

  • #2
    ادبیات تطبیقی

    .
    دفتر دانشنامه ها ، فرهنگنامه ها و مجموعه های نفیس مرجع، به مدیریت آقای دکتر پیمان متین ، اخیراً کتابی را از مجموعه «فرهنگ بشری» در دستور کار تدوین قرار داده است با نام ادبیات تطبیقی ، نوشته نویسنده شهیر فرانسوی ، ایوشورل ، استاد ادبیات تطبیقی و همگانی در دانشگاه پاریس 4 (سوربن) ، و با ترجمه طهمورث ساجدی ، دکترای ادبیات تطبیقی از دانشگاه پل والری مون پلیه و استاد زبانهای خارجی ـ گروه زبان فرانسه ـ دانشگاه تهران. به این بهانه ، دفتر فوق‌الذکر مصاحبه‌ای کوتاه با مترجم اثر ، که خود یکی از اساتید مطرح در رشته های ادبیات تطبیقی است ، انجام داده است. به منظور آشنایی بیشتر خوانندگان ، بیش از پرداختن به اصل مصاحبه ، اطلاعاتی موجز از علم «ادبيات تطبیقی» و تاریخچه آن در جهان ارائه می‌دهیم و سپس وضعیت کنونی این دانش در زمان معاصر و به خصوص در ایران را از زبان دکتر ساجدی در قالب یک مصاحبه ، خواهیم خواند.

    تعریف: ادبیات تطبیقی ، یعنی نقد علمی ادبیات دو یا چند ـ زبان یا فرهنگ یا ملیت ـ با یکدیگر در روشی قیاسی و تطبیقی . این بررسی و مقایسه حتی در یک زبان مشترک ، بر روی ادبیات اقوام و فرهنگهای مختلف آن نیز می تواند صورت بگیرد . حتی ممکن است موضوع مطالعه ، بررسی ادبیات با سایر جنبه های فرهنگی مثلاً هنر باشد . به عنوان مثال: بررسی رابطه فیلم و ادبیات. پژوهشگری که در این شاخه به فعالیت می‌پردازد ، تطبیقگر نام دارد که می‌بایست به چند زبان و نیز سنت روایی و مکتوب ـ دست کم متون ادبی ـ آن زبانها تسلط داشته باشد. البته گرایشهای تازه تر ، بر اجزای زبان شناختی تکیه بیشتری دارند.

    جایگاه: طبیعت میان رشته ای این شاخه از دانش ، گستره آن را بسیار وسیع کرده است . به طوری که یک تطبیقگر در مطالعات خود مجبور است ، علوم دیگری نظیر «مطالعات ترجمه » ، «نظریه های انتقادی»‌، «مطالعات فرهنگی » و «تاریخ» را در نظر بگیرد و به نوعی بر آنها احاطه داشته باشد . به همین جهت است که برنامه های آموزشی ر شته ادبیات تطبیقی در دانشگاهها ، با بهره گیری از محققان و استادان رشته های مذکور ، تنظیم می‌شود. زبان دانی، زبان شناسی ، خوش ذوقی و اطلاع از حوزه های گوناگون فرهنگی، از جمله صفات و ویژگیهای تطبیقگر است.

    تاریخچه: ظاهرا اصطلاح ادبیات تطبیقی را اولین بار ویلمن فرانسوی در 1827 به کار برده است. اما اولیت تلاش روشمند در این حوزه توسط هـ . م پسنیت نیوزلندی در دهه 1860 در کتابش به نام ادبیات تطبیقی صورت گرفت . البته او چنین ایده‌ای را از ایده «ادبیات جهانی » ولفگانگ فون گوته به امانت گرفته بود. تا آن زمان رمانهای انوره دوبالزاک سرشار از قیاسهای تعبیری بين ملل و نحل مختلف بود. در اواخر قرن 19 تطبیقگران سعی کردند چهارچوبی بر مبنای «ویژگیهای ملی » و «روح مردمان هر سرزمین» در قالب ادبی هر ملت شکل دهند . اما بر پایه معیارهای علمی امروزین ، تمام این تلاشها یا از اصول میهن پرستی افراطی (شوونیسم ) و یا ايده‌های اروپامحور و حتی نژادپرستانه تبعیت می‌کردند ؛ چرا که هدف محققان آن دوره ، شناخت بیش از پیش سایر فرهنگها نبود ؛ بلکه اثبات برتری و سروری فرهنگ متبوع و دیکته آن به عنوان یک الگو برای سایر فرهنگها بود. چنانچه سیاستمداران نیز از محصولات فکری آن محققان در مسیر اهداف استعماری خود نهایت بهره را بردند. اما از جنگ جهانی دوم به بعد ، 3 نشست بزرگ بین المللی در خصوص ادبیات تطبیقی در سالهای 1965، 1975 و 1993 برگزار شد . مقالات و دستاوردهای این 3 نشست ، اساس نظری ، زبان شناختی و روش شنانسی این دانش را پی‌ریزی کردند. از تطبیقگران شهیر معاصر باید از سوزان بسنت ، چارلز برن هایمر ، تری ایگلتون ، ماریوس فرانسوا گیار ، ایو شورل ، ادوارد سعید، فخری ابوسعود، طه ندا، گایاتری اسپیراک و ... نام برد.

    مکتب فرانسوی: از اوایل قرن بیستم تا جنگ جهانی دوم ، این رشته تحت تاثیر مکاتب اثبات گرا و تجربه گرا ، مکتبی را به نام «مکتب فرانسوی» شکل داد که در آن توجه به شواهد «خواستگاههای» و «تاثیرها» ی میان فرهنگی و ما بین ملل ، بر هر دیدگاه دیگری ، ارجحیت داشت. بنابراین کار یک پژوهشگر ، یافتن سرنخهای مضامین و ایده‌های ادبی و چگونگی انتقال آنها از ملتی به ملت دیگر در گذر زمان بود.

    مکتب آمریکایی: در واکنش به مکتب فرانسوی ، محققان آمریکایی پس از جنگ جهانی دوم ، مکتبی را به نام مکتب « آمریکایی» بنیان گذاردند که روش آن نقد مستقیم و بی‌واسطه ادبیات ، بدون تکیه بر آثار ادبی خاص و پس زمینه تاریخی آنها ـ برخلاف مکتب فرانسوی ـ بود. اهداف این مکتب نزدیکی بیشتری با تفکرات گوته و پسنیت ( در راستای همکاریهای میان مللی) داشت و سعی آن رسیدن به «حقایق » انسانی بر اساس معماری ادبی متجلی در ادبیات انسانها در هر زمان و هر مکان بود. در آغاز ، مکتب آمریکای صرفاً به تطبيق ادبيات جهان غرب يعني اروپاي غربي و امريكاي شمالی با تکیه بر ادبیات انگلستان ، آلمان و فرانسه می‌پرداخت . گهگاه ادبیات ایتالیایی (صرفاً دانته ) و اسپانیایی (صرفاً سروانتس) نیز مد نظر بود . یکی از آثار ناب متعلق به مکتب آمریکایی ، کتاب میمسیس ، اثر اریش اولر باخ است که گنجینه‌ای از روشهای واقعگرا برروی متونی با سابقه چند هزار ساله محسوب می‌شود . رویکرد مکتب آمریکایی ، همزیستی و همراهی زیادی با مطالعات فرهنگی صورت گرفته طی دهه‌های 70 و 80 م داشت . این حوزه امروز متحول شده، به طوری که تطبیقگران در کنار ادبیات غرب ، به ادبیات چینی ، هندی ، عربی ، فارسی و ... نیز می‌پردازند . تلاشهای اخیر ، رویکرد نگاه مجدد به جنبه های قومی و فرهنگی ادبیات است که پیشتاز آن را باید گایاتری اسپیراک و کتابش با عنوان مرگ انضباط (2004) دانست. او رویکرد میان فرهنگی را بدون در نظر گرفتن هر گونه مرزبندی قومی و ملی ، توصیه می‌کند.

    ***
    جناب آقای دکتر ساجدی، تاریخچه ادبیات تطبیقی در ایران و میزان شناخت مخاطب ایرانی از این دانش چیست؟

    ادبیات تطبیقی با عنوان «ادبیات مقایسه ای یا سنجش» سالها توسط دکتر فاطمه سیاح ـ صاحب کرسی این رشته ـ در دانشگاه تهران تدریس می‌شد. ایشان تحصیلکرده روسیه بودند و به زبانهای فرانسوی ، آلمانی و روسی تسلط کامل داشتند . بنابراین یکی از ویژگیهای ممتاز یک تطبیقگر ، یعنی تسلط بر چند زبان را دارا بودند، اما متاسفانه به سبب فوت زود هنگام درجوانی ، آثار زیادی از خود برجای نگذاشتند. آشنایی مخاطب ایرانی با این دانش ، رسماً از سال 1951 پس از ترجمه کتاب معروف ماریوس فرانسوا گیار توسط جمشید بهنام شروع شد و همزمان نوشته‌های پل وان تیگم مورد استفاده محققان ایرانی قرار گرفت . این درس کم کم وارد دروس «ادبیات بیگانه » و «ادبیات فارسی» در دانشگاهها شد و از آن زمان (1951) تا کنون، آنچه در ایران تحت عنوان ادبیات تطبیقی مطرح است، دیدگاه مکتب فرانسه ، به خصوص آن چیزی است که از آن با عنوان «تاثیر و تاثر» نام برده می‌شود. این دیدگاه رودروی مکتب آمریکایی است.

    فعالیت محققان ایرانی در زمینه ادبیات تطبیقی و شناساندن جایگاه ادبیات فارسی در جهان چگونه بوده است؟

    دکتر عبدالحسین زرین کوب سالها به موضوع ادبیات تطبیقی پرداختند و در مطالعات خود هرگز تئوری را مد نظر نداشتند بلکه صرفاً به خود ادبیات تطبیقی (تاثیر و تاثر) توجه نشان دادند . دکتر جواد حدیدی نیز در اثر معروف خود ، از سعدی تا آراگون، تاثیر ادبیات فارسی بر ادبیات فرانسه را مورد مداقه قرار دادند. هرچند در این اواخر با ارائه چند مقاله قوی در مجله لقمان این تاثیر را نه از قرن هفده ، بلکه از قرن هجده (رنسانس ) دانسته است . اثر دیگری نیز در باب نظریه ادبیات با ترجمه ضیاء موحد منتشر شد که کمتر از یک صفحه در آن به ادبیات تطبیقی اختصاص دارد که ایوشورل مطالب آن را در همین کتاب رد کرده است . امروز در دانشگاههای ایران چند واحد در هر گروه علوم انسانی مرتبط با ادبیات به ادبیات تطبیقی اختصاص یافته که متاسفانه صرفاً به منابع در دسترس و موجود اکتفا می‌شود . ترجمه منابع جدید به خصوص منابع تئوریک از زبانهای آلمانی، انگلیسی ، اسپانیایی ، ایتالیایی ، روسی و فرانسوی ضروری است.

    پس یکی از انگیزه های شما در ترجمه این کتاب معرفی نظریات جدید مکتب فرانسوی بوده است؟


    تحول در ادبیات تطبیقی توسط مکاتب آلمانی و فرانسوی صورت گرفته و به پیش می رود . متاسفانه از مکتب آلمانی اطلاع چندانی نداریم. بزرگان این مکتب گرایشهایی را ابداع کرده‌اند که هنوز از آنها بی خبریم. هنوز کتابی در زمینه ادبیات تطبیقی از آلمانی به فارسی ترجمه نشده است. قوی ترین تحولات تئوریک در آلمان از منظر تصویر شناسی ، پذیرش و استقبال از نویسنده در سایر کشورها، و بررسی منابع کتاب نویسنده، بوده است. ما در ایران در خصوص ادبیات تطبیقی هیچگونه نظریه پردازی نکرده‌ایم.

    ظرفیت های لازم برای چنین پردازشهایی کجاست؟

    متاسفانه هنوز در آغاز راهیم . یکی از موفق‌ترین کشورهای آسیایی در این زمینه ژاپن است و آن نیز به خاطر اهمیتی است که برای مطالعات ترجمه و نیز ترجمه آثار اروپایی و آمریکایی قائل بوده تا بدین وسیله ظرفیتهای لازم را برای محققان بومی فراهم سازد . برخی محققان عرب نيز كارهايي كرده‌اند كه اصلاًجنبه تئوريك ندارد.محققان ما می‌باید ارزشهای ادبیات فارسی را با سنجش آن در کنار ادبیات سایر کشورهای دنیا مشخص کنند و با اثبات جایگاه واقعی آن ، تعریف صحیحی از آن ارائه نمایند. یکی از خصایص برجسته ادبیات تطبیقی برخورد با تهاجم فرهنگی است.

    و کلام آخر در خصوص ترجمه کتاب ادبیات تطبیقی ایوشورل؟

    کتاب حاضر، گامی است در راه شناساندن ادبیات تطبیقی از منظر فرانسویان و یادآوری می‌کنم که این کتاب از منابع اصلی دروس دانشگاهی در فرانسه است که در ایران نیز به عنوان منبع درسی دانشجویان ارائه می‌شود.

    برگرفته از: انتشارات اميركبير
    گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان: ما را تمام لذت هستی به جستجوست ...
    اگر مطالب این سایت برایتان مفید بود، لطفا با مشارکت و به اشتراک گذاشتن تجربیات ارزشمند خود، آن را برای خود و دیگران پربارتر کنید!


    Webitsa.com
    Linkedin Profile

    نظر


    • #3
      مرسی از مطلب خوبتان.
      مواد شیمیایی مرک تجهیزات آزمایشگاهی

      نظر


      • #4
        خیلی زیبا بود ممنون

        نظر

        صبر کنید ..
        X